کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

  اقتباس و نگارش: ناهید همت آبادی

 پییر کوری متأسفانه در آوریل ۱۹۰۶ در تصادف با یک کالسکه دچار ضربه مغزی شدید شده و در لحظه فوت نمود. ماری پس از این حادثه دردناک به دوست دوران جوانی خود نوشت:

«زندگانی ام چنان ویران شد که دیگر نمی توانم دوباره آن را بنا کنم.» تحمل ضربه سخت سرنوشت و فقدان یار و همکار ۱۱ ساله برای ماری بسیار دردآور است. همانگونه که در کودکی، اندوه مرگ مادر را به تنهایی تحمل کرده بود، این بار نیز این رنج و اندوه جانکاه را به تنهایی با خود حمل نمود و بار آنرا تنها به دفتر یادداشتهای روزانه اش سپرد.

کرسی خالی استادی پییر کوری را که قبلاً رد کرده بود پذیرفت و اولین دروس نظری را از همان نقطه که پییر به پایان برده بود، آغاز نمود. پس از بانوی دانشمند روسی سوفیا کووالسکایا که از ۱۸۸۴ تا ۱۸۹۱ در دانشگاه استکهلم به تدریس اشتغال داشت، ماری کوری دومین زن در اروپای مدرن آن روزگار بود که لباس استادی را تا آن زمان بر تن داشت و جالب اینکه هر دو بانوی برجسته نیز دارای ریشه های مشترک سیاسی برای مبارزه به خاطر آزادی بودند.

ماری پس از مرگ جانخراش پییر دوباره و باز خستگی ناپذیر به کار پرداخت و در باقی سالهای عمر مدالها و افتخارات فراوان از سراسر دنیا به او اهدا گردید.

سال ۱۹۱۱ نیز به دریافت جایزه نوبل شیمی به خاطر کشف رادیوم نایل آمد اما وضع جسمی او پس از اینهمه سال کار و- نه در شرایط مساعد مطلوب – ضعیف و درهم شکسته بود. تحت عمل جراحی کلیه قرار گرفت و ماهها طول کشید تا سلامت خود را کمی بازیابد.

با این حال  بر اتمام کار «انستیتو رادیوم» که پروژه ای مشترک با انستیتو پاستور و دانشگاه سوربن بود و بر جزیی ترین موارد آن نظارت داشت و از آن غافل نماند.

سال ۱۹۱۴ با آغاز جنگ جهانی اول با همه بیماری و ناتوانی، ارسال وسایل قابل حمل عکسبرداری با اشعه رونتگن را به بیمارستانهای صحرایی جبهه جنگ ترتیب داد و به اتفاق دخترش با تشکیل دوره های آموزش فشرده، به تربیت افراد به منظور کار با دستگاه های فوق پرداخت.

بعد از پایان جنگ، کار تحقیقات را دوباره در انستیتوی جدید رادیوم از سرگرفت اما انستیتو با مشکل مالی مواجه و دولت قادر نبود تا بودجه ای در اختیار آن قرار دهد. ماری نیز که تمام پول جوایز و درآمد خود را طی سالهای جنگ قرض داده و خرج کرده بود، برای این کار و تحقیق هیچ آه در بساط نداشت. در این شرایط به ابتکار یکی از دوستداران ماری در امریکا پولی به مبلغ صد هزار دلار برای تهیه این ماده (بهای یک گرم رادیوم درآن زمان) توسط زنان امریکایی جمع آوری و رییس جمهور این کشور ماده شیمیایی فوق را به ماریا هدا گردید. سال ۱۹۲۹ نیز برای دومین بار به امریکا سفر کرد و اینبار نیز یک گرم رادیوم برای انستیتوی رادیوم در ورشو که بنام وی نامگذاری شده بود، به وی اهدا شد.

ماری کوری هیچگاه کار در آزمایشگاه را به طور کامل رها نکرد اما در آخرین سالهای حیات، کارهای اجتماعی را نیز توسعه داد. به نیمی از دنیا سفر کرد تا کار مستمر یک عمر را معرفی کند.

در سال ۱۹۲۲ نیز برای اولین و تنها بار در زندگی، یک پست رسمی سیاسی را پذیرفت: عضویت کمیسیون بین المللی برای همکاریهای فکری ملل متحد و مدتی نیز در سمت معاونت این ارگان. وظیفه این کمیسیون گردآوری دانشمندانی بود که به علت جنگ در گوشه و کنار جهان پراکنده شده بودند. آلبرت آینشتاین دوست خوب ماری کوری نیز عضو این کمیسیون بود.

اما وضع جسمی ماری به تدریج رو به وخامت می رفت به خصوص از اختلال در بینایی و شنوایی رنج می برد و ترس از کوری او را به شدت آزار می داد. چهار بار مورد عمل جراحی چشم قرار گرفت و در سالهای پایانی زندگی، مدیریت انستیتوی رادیوم را به دخترش که طی سالهای آخر پیوسته بهترین همکار مورد اعتماد او بود، واگذار نمود.  

ایرنه و همسرش نیز مانند ماری و پییر کوری ضمن سالها همکاری علمی در سال ۱۹۳۴ اشعه رادیو اکتیو مصنوعی را کشف و در سال ۱۹۳۵ مشترکاً برنده جایزه نوبل فیزیک گردیدند.

 ماری کوری در ژوئن ۱۹۳۴ به علت ابتلاء‌ به سرطان خون و در آغوش دختر دیگرش که موسیقیدان و نویسنده بود ـ از جمله در نگارش بیوگرافی ماری کوری - چشم از جهان فروبست. او یک سال پیش از مرگ طی سخنانی گفته بود‌: من از آدمهایی هستم که باور ندارم علوم چیز بسیار زیباییست با این حال اجازه نداریم بگوییم پیشرفت علمی تنها به مکانیسم ها، ماشینها و چرخ دنده ها منحصر بوده و فاقد ارزش معنوی و«زیبایی» خاص خود می باشند . ترس من هم این نیست که امروزه علاقه به کشف ناشناخته ها و نیاز به ماجراجوییهای بزرگ بیش از هر چیز در شرف از بین رفتن باشد زیرا آنچه را که من بیش از هر چیز در پیرامون خود سرزنده می بینم، آن خواست و علاقه سرشاریست که به سبب رابطه تنگاتنگ با کنجکاوی علمی، ریشه کن نخواهد شد.»

کنجکاوی وعشق بی پایان به علوم و- با ارزش ترین پدیده های دنیا - اما برای ماری کوری به بهایی  بسیار سنگین تمام شد: به بهای فرسایش جسمی، فشار روحی و گاهی شادی کار یعنی زندگی لیکن او با انگیزه و اشتیاق درونی و پرداخت سنگین ترین بهای ممکن موفق گردید رازی از بیکران اسرار و مجهولات طبیعت پر راز و رمز را بگشاید و همراه با آن نام خود را نیز بگونه ای شایان و «اولین» در سر آغاز نام بانوان دانشمند جهان به ثبت برساند.

پایان

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn