کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

من، مرضيه هستم. در روستايي به اسم چاشم در سمنان، شمال ايران بزرگ شده ام. در آنجا، زنان و دختران، به دليل تبعيض و محروميتي كه در جامعه وجود دارد، نمي توانند به طور فعال به تحصيل بپردازند.

بسياري از آنها براي گذران زندگي، مجبور هستند كار كنند. آنها را مي شود در مزارع  و در كار دامداري ديد. من هم يكي از آنها بودم.

 

اينجا در ليبرتي، در بسياري ساعات روز، به آنها فكر مي كنم. به همان زنان و دختراني كه وقتي ترك شان مي كردم، در عين سختي تبعيض و محروميت هايي كه در جامعه وجود دارد، به آينده اي روشن، چشم داشتند و به من و ديگر دوستانم در اينجا، اميد بسته بودند..

مبارزه ما، معنايش همين است. ما در ليبرتي سازندة آينده اي هستيم كه پاسخ تمام نگاه هاي منتظر و اميدوار آنها باشد... پاسخ همه آرزوهايشان...

 

در اين عكس، من مشغول كار با دستگاه هاي برقي و الكترونيكي هستم. طرح يك كار فني را مي ريزم، آن را با دستگاه هاي برقي، درست مي كنم و نهايتاً چيزهايي را به كمك دوستانم مي سازم كه امروز، در ليبرتي وجود دارد. 

از نظر من، هيچ زمينه اي نيست كه در آن، مردان با زنان در زمينه قدرت فكري و كارهاي تخصصي، تفاوت داشته باشند.

من فكر مي كنم، انسان ها، وراي آنكه زن باشند يا مرد، انسان هستند و با همان آرمان برابري معنا پيدا مي كنند.

آرماني كه اصلي ترين انگيزه ورود خود من به اين جنبش بوده و حالا در ليبرتي به خوبي نمايندگي مي شود.

 

من به مبارزه و كارم، علاقه دارم و عشق مي ورزم.

اميدم به روزي است كه همين سازندگي را بتوانم در چاشم، براي مردم ام، انجام بدهم.

براي همان ها كه من به اميد ديدن لبخندشان، هر سختي را تحمل مي كنم و حاضرم تا هر كجا كه نياز باشد، به مبارزه ام ادامه دهم.

من يقين دارم كه روز آزادي، نزديك است و مي رسد آن روزي كه بتوانم مردم و دختران چاشم را آزاد و مسرور، ببينم.