کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

مظهر مقاومت در زندان شيراز

تاريخ تولد: ۱۳۳۶                                                                             

تحصيلات: دانشجوی مهندسی

محل تولد: شيراز                                                                 

محل شهادت: زندان سپاه شيراز

تاريخ شهادت:   24 شهريور 61

نحوه شهادت: تيرباران

در ورایِ قدرت عشق

انسانهايی به عظمت «دوست‌داشتن» ايستاده‌اند

آنان زيبايند، مانند يک تولد

زنده‌اند، به‌سان ِتپش نبض همة موجودات

زلال‌اند، مانند قطره‌هاي آب و باران

و واقعيت‌اند، به‌سانِ درخشندگي خورشيد

و من، به ستايش‌شان برمی‌خيزم، بر آستان شوق

و به آنان عاشقم!

چرا كه آنان خود عشقي برترند…

فرشته شباني در سال 1336 در شهر شيراز در خانواده‌يي متوسط به دنيا آمد. دوران دبستان و دبيرستان را در شيراز گذراند و سپس تحصيل خود را در رشتة معماري در يكي از مدارس عالي تهران ادامه داد. فرشته به رغم زندگي مرفهي كه داشت، اما به سادگي و ساده‌زيستي علاقه‌يي خاص داشت. او هيچگاه جذب زندگي و ظواهر پر زرق و برق آن نشد؛ چرا كه فقر و محروميت موجود در جامعه فرشته را رنج مي‌داد واونمي‌توانست نسبت به اين واقعيات تلخ اجتماعي بي‌تفاوت باشد. در سال 57 با اوج‌گيري قيام قهرمانانة مردم عليه نظامِ ستم‌شاهي، فرشته نيز به خيلِ قيام‌كنندگان براي آزادي و فردايي بهتر پيوست.

فرشته دانشجوي رشتة مهندسي بود. از دانشجويان فعال و يكي از بهترين بازيكنان تيم هندبال شيراز بود.

با كودتاي سياه فرهنگي و به تعطيلي‌كشاندن دانشگاه‌ها به فرمان خميني، فرشته به شيراز بازگشت ودر آنجا به فعاليتهاي خود ادامه داد. دريك تردد در خيابان توسط مزدوران خميني شناسايي، دستگير و راهي زندان شد. از آن پس به مدت 9 ماه زير شديدترين شكنجه‌هاي جسمي و روحي قرار گرفت وشكنجه‌هاي وحشيانه را صبورانه تاب آورد و لب از لب نگشود.

فرشته از زندان به بيرون زندان پيغام داده بود: «خيالتون راحت باشه، اگه گوشت بدنم رو تكه‌تكه كنند، هيچ چيز نخواهم گفت.»

مادرش میگفت : رژيم گفته كه فرشته فلج شده چون آمپول اشتباهي به او تزريق شده،اما اينها همه بهانه‌يي براي پوشاندن جنايتشان بود. «روزي كه براي آخرين ملاقات با فرشته ‌رفتيم از شدت شكنجه بسيار شكسته و پير به نظر مي‌اومد، اما خيلي آروم و اميدوار بود. ‌فرشته گفت مامان من واقعاً خوشبختم. برايم ناراحت نباشيد. گريه نكنيد. من دارم مي‌رم پيش خدا…»

سرانجام حكم اعدام توسط دژخيمان خميني در ”گودال مرگ“ شيراز به اجرا درآمد. گودال مرگ در شيراز مشهور بود. گودالي كه شخص را درآن مي‌خواباندند و سپس او را به تير مي‌بستند.

یکی از زندانیان نقل کرده که در زندان سپاه شيراز ما رو براي ديدن صحنة اعدام برده بودند. شهيد فرشته شباني را آنقدر شكنجه كرده بودند كه بر روي پاهایش نمي‌توانست بايستد و تا آخرين لحظات با شعارهاي مرگ بر خميني، درود بر مجاهدين ساختمان زندان سپاه رو به لرزه در آورده بود.

براي اعدام مي‌خواستند چشم‌هاي فرشته رو ببندند اما او اجازه نداد. داخل گودال مرگ رفت؛ و بعد صداي شش گلوله كه قلب فرشته رو مي‌شكافت شنيده شد. بازجوي فرشته فردي بنام ”معلمي“ بود.

موقع تحويل پيكر فرشته ، مشتهايش گره‌كرده بود و لبخند بر لب داشت.

به اين ترتيب برگي ديگر از حماسة جاويدِ نسل پايداران بر كتاب قطور حماسه‌هاي مجاهدان آزادي ايران‌زمين افزوده شد. خون فرشته با خون سعادتي، ذوالانوار و نسرين رستمي در هم‌آميخت و خطة شيراز را مانند سراسر كشور غرق در خونمان گلگونتر از پيش ساخت.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn