کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

جستجوگر و عاشق

 

تاریخ تولد: 1338

محل تولد: آبادان

تحصیلات: دانشجوی سال سوم مدیریت دانشگاه ملی ایران

سابقه مبارزاتی: 35 سال

 

میترا در شهر آبادان، متولد شد. او که پدرش کارمند شرکت نفت بود، تحصیلات ابتدائی و متوسطه خود را در جزیره خارک گذراند.

میترا فعال و جستجوگر و عاشق مطالعه و ورزش بود، او که یک دانش آموز نمونه و مثال زدنی برای معلمان و دبیرانش بود تحصیلات دبیرستانی را در رشته طبیعی با رتبه ممتاز در جزیره خارک به پایان رساند و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مدیریت پرسنلی دانشگاه ملی ایران ادامه داد.

در سال 57 میترا سال دوم دانشگاه را می گذراند که قیام ها و خیزش های دانشجویی علیه دیکتاتوری شاه اوج گرفت. خواندن زندگینامه های پیشتازان انقلابی و آشنایی با سمبل هایی چون فاطمه امینی و مهدی رضایی، مسیر زندگی او را که تا قبل از آن با عشق به تحصیل و ورزش و ارزشهای برآمده از آن تعریف می شد، دگرگون ساخت.  میترا همه چیز از درس و خانواده و تمام دلبستگی هایی که تا آن زمان با آنها زندگی کرده بود را پشت سر نهاد و پا در راه مجاهدین گذاشت.

البته این انتخاب برای او آسان و خالی از تضاد نبود چرا که شخصیت برجسته او مورد علاقه وافر پدرش بود و این اولین مانع واقعی برای او بود. ولی میترا با پایداری در انتخابش و با هر لحظه قیمت دادن در این انتخاب پیروز صحنه شد.

با تأسیس جنبش ملی مجاهدین در تهران، میترا ارتباط خود را با سازمان و نهاد دانشجویی آن برقرار کرد و در انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه ملی ایران به فعالیت های خود ادامه داد.

از ویژگیهای بارز میترا در این دوران، افتادگی و تواضع او نسبت به مردم و شجاعت و تهاجمش نسبت به مزدوران رژیم بود. او از عشق به مردم و سمبل های شهید سازمان انگیزه می‌گرفت و در برابر حمله، هجوم و سرکوب چماقداران، صبور اما محکم و استوار تا آخر می‌ایستاد.

او بعد از بسته شدن دانشگاهها توسط خمینی، مسئولیت بخشی از نهاد کارمندی سازمان را در تهران بر عهده گرفت. بعد از ۳۰ خرداد و آغاز موج دستگیریها و اعدام گسترده هواداران مجاهدین، میترا با جسارت و شجاعتی وصف ناشدنی هر روز در تلاش بود امکانات بیشتری برای سازمان فراهم کند تا با اتکا به دریای حمایت های مردم، مجاهدین بتوانند از ضربات دشمن در امان باشند.

با گسترش دستگیری ها و اعدام ها میترای قهرمان به همراه تعدادی از همرزمانش در اواخر مرداد سال 61 به پایگاههای سازمان در  منطقه کردستان منتقل و بعد از مدتی برای انجام مأموریت به خارج کشور اعزام شد.

با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران میترا جزو اولین زنانی بود که مسئولیت فرماندهی یکانهای رزمی زنان در اشرف را بر عهده داشت. در این فراز از زندگی مبارزاتی اش، او با ایمان به توان زن انقلابی مجاهد خلق، خطیرترین مسئولیتها را به عهده گرفت و به بهترین وجه آنها را پیش برد.

میترا در عین سخت کوشی، شخصیتی بسیار متواضع، متین و مهربان داشت، به یاران مجاهدش عشق می‌ورزید و حل مشکلات دیگران را در اولویت کارهایش قرار می‌داد. صدا و کلام زیبای او همیشه شادی بخش جمع یارانش بود.

میترا در دوران پایداری اشرف یکی از لنگرهای اصلی تشکیلات به شمار می‌آمد که ورودش در هر معادله ای اطمینان بخش و باعث قوت قلب همه بود.

او در دوران انتقال مجاهدین از اشرف به لیبرتی مسئولیت سنگین و حساس نهاد حقوقی مجاهدین را به عهده داشت.

کسانی که با او از نزدیک کار می‌کردند به یاد دارند که این شیرزن قهرمان برای خنثی کردن توطئه‌های دوران انتقال، به طور شبانه روزی از جانش مایه می گذاشت و روزهای متمادی می شد که حتی بدون یکساعت خواب به طور پیوسته و شبانه روز کار می کرد.

در دو سال آخر پایداری در اشرف، میترا به عنوان مسئول حقوقی فروش اموال یکی از ۱۰۰مجاهد جان بر کفی بود که برای دفاع از حقوق مجاهدان در اشرف ماند.   

در فراز و نشیبهای این دو سال و در قلب حلقه محاصره مزدوران خامنه‌ای و مالکی، صبوری، تواضع و مایه گذاری میترا اداره امور را برای دیگر همرزمانش سهل و آسان می‌کرد. تکیه کلام میترا در آن دوران سخت این بود «چون مبارزه کردن را انتخاب کرده ام هر لحظه احساس می‌کنم که خیلی خوشبختم».

سرانجام در حمله مزدوران حکومت مالکی به اشرف که به دستور خامنه‌‌ای در سپیده دم ۱۰شهریور ۹۲ به اجرا درآمد، میترای قهرمان همراه با ۵۱ تن از یارانش تا آخرین نفس جنگید و با خون پاک خود، درخت تناور مبارزه و مقاومت مردم ایران برای آزادی را آبیاری کرد.

درود بر میترای قهرمان که به خاطر بهروزی و خوشبختی مردمش از همه چیزگذشت و به عهد خود برای آزادی و رهایی میهن وفا کرد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn