کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

مجاهد قهرمان نیره ربیعی که در موشکباران ۷ آبان ۱۳۹۴ لیبرتی به شهادت رسید

تقویم که ورق خورد و روی صفحه سفید آن روز ۷ آبان ۱۳۹۴ را نوشت. سکوت شب در هم شکست و ...یک، دو، سه، ....ده، بیست،..... هشتاد... اصابت موشک بود و صدایی که با خود می‌خواست هیولای نیستی و نابودی را جایگزین کند. دل زمین از آشنایی با این هیولا می‌لرزید و همه چیز از تسلیم شدن در برابر این نابودی صحبت می‌کرد. اما کسی و کسانی به مصاف با این هیولا رفتند. آنها با زندگی خود که همه هستی و وجودشان بود همه این ابهت پوشالی را به سخره گرفتند و اینگونه شکستش دادند. نیره ربیعی یکی از آن فاتحان بود.

هيچگاه نمی توانستی نيره را بدون لبخند زيبایش ببيني، لبخندي كه آرامشي بي پايان و اطمينان بخش براي همرزمانش بود چرا كه هدفي را  كه مي خواست از دل سختي ها و بن بستهاي دوران، بيرون كشيده بود و بعد از گذشتن از ماجراهاي كوچك و بزرگ خودش را به سرچشمه رسانده بود.

نيره ربیعی اهل روستای شاه آباد فراهان در اراک بود،

از آن زناني كه يك پارچه شور و عشق براي آزادي مردمش بود، چرا كه در سرزميني زیسته بود كه درد و فقر و فشار مضاعف بر زنان را با گوشت و پوست به خوبي حس كرده و اراده کرده بود که بر همه آنها غلبه كند.

نیره ربیعی در سال ۶۶ ديپلمش را گرفت و پس از عبور از موانع و قيدو بندهايي كه يك دختر جوان در آن روزگار در جامعه آخوند زده داشت، بزرگترين فتح را که پیوستن به مقاومت بود به واقعیت تبدیل کرد و از مرزها گذشت و خودش را به «اشرف» رساند.

او در «اشرف» با  شوري وصف ناپذير در كنار ساير همرزمانش وارد آموزش ها و انجام كارها و مسئوليت هايش شد.

همرزمانش مي‌گويند او هيچگاه به فكر خودش نبود بسياري از كارها را با عشقي تمام براي آنها انجام مي داد طوري كه كسي متوجه آن نمي شد. آخر او حامل ارزش ناب فدای مجاهدی و کار بی نام و نشان و گذشتن از خود برای دیگران بود.

مجاهد شهید نیره ربیعی

سالهاي پايداري در اشرف با همه سختي هايش سپري شد و روزي رسيد كه مجاهدان اشرفي در دسته هاي مختلف رهسپار جایی به نام «ليبرتي» ‌شدند. نیره ربیعی يكي از اولين نفراتی بود كه به «ليبرتي» وارد شد او با كمك ساير خواهر و برادرانش آنجا را كه سنگستانی بی آب و علف و بدون برق و اردوگاهی به منظور فشار بر رزمندگان آزادی بود، با کار و تلاشی طاقت فرسا براي ورود ساير همرزمانش آماده كرد.

بسياري از نهال هاي «ليبرتي» كه نشان از شور و نشاط انقلابي مجاهدان بود به دست نيره كاشته شد.

در شرایط سخت آن ایام، پایداری به مدارهای بالاتری از عزم و فدا ارتقاء یافت و نیره ربیعی به عنوان عضوی از شورای مرکزی مجاهدین، مثل همیشه صبور و با صلابت به‌سان خورشید، الگوی ممتازی بود از نسل زنان رها که عجز و ناتوانی را به هیچ می گیرند و هیچ بن بستی را به رسمیت نمی‌شناسند.

شبانگاه ۷ آبان ۱۳۹۴ با تمام سنگيني اش از راه رسيد.

تهاجم سهمگین موشكي مزدوران خامنه اي سكوت شب را در «لیبرتی» شكست و «مجاهدان اشرفي» را به خاك و خون كشيد.

در این حمله تروریستی، نیره ربیعی به همراه ۲۳ مجاهد خلق دیگر به شهادت رسیدند. خون پاک او دلیل دیگری شد بر حقانیت مقاومت او و مبارزه اش علیه رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران که نیره تمام زندگی اش را وقف آن کرده بود.