کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

اواخر بهار سال ۱۳۶۶ بود و تازه در یکی از فرعیهای گوهر دشت مستقر شده بودیم. به خاطر تحولات بیرون از زندان، یعنی تأسيس قرارگاه اشرف و پا گرفتن يگانهاي خواهران كه نقطه اميدي براي همه ما شده بود،

بچه های زندان آرام و قرار نداشتند و به هر قیمت می خواستند از هر راهی از اخبار این تحول باخبر شوند.

از آنجائی که بین زندانیان مواردی که از یک خانواده چندین نفر دستگیر شده باشند زیاد بود، یکی از راههای کسب خبر ملاقات با اقوام و همسر در بند برادران بود. اما زندانبانان به سادگی اجازه ديدار در داخل زندان نمی دادند و برای اینکه زندانی را بشکنند می گفتند باید درخواست و تقاضای ملاقات بنویسند. این تقاضاها در بسیاری  موارد رد می شد و اگر هم  پذیرفته می شد با حضور پاسداران و خیلی کوتاه انجام می شد.و این موضوع به یک عامل درگیری با عوامل آخوندها تبدیل شده بود.

با این همه هر چند وقت یک بار، چند تا از خواهران تقاضای ملاقات با همسر یا برادران خود را می کردند. یکی از این خواهران، طاهره داوودی بود. جلال برادر طاهره، در سال ۶۰  در اوین به دار کشیده شد و پیکر حلق آویز شده اش مدتها در مقابل چشم زندانیان همچنان معلق بود تا به اصطلاح  رژیم مایه عبرت بقیه بشود. اما طاهره برادر كوچكتری به اسم جمال داشت، که در گوهردشت زندانی بود. طاهره تقاضای ملاقات با جمال را داد و بعد از مدتی او را برای اجرای ملاقات با برادرش صدا زدند.

مدت زمانی طول نکشید که طاهره با یک بسته شکلات وارد بند شد. داد زد بچه ها جمال به همه خواهران سلام رساند و گفت به خواهران بگو ما مخلص همه شما هستیم و همه خواهران باید با این شکلاتها دهانشان را شیرین کنند. به این ترتیب، هرکسی یک شکلات برداشت و صدای خش خش باز کردن شکلاتها در اتاق پیچید. یک مرتبه یکی از بچه ها داد زد بیایید اینجا تو شکلات من یک کاغ‍ذ دست نوشته است.

همه دور آن خواهر حلقه زدیم و به کاغذ لای شکلات خیره شده بودیم. یک ورق باریک که روی آن با مداد خیلی ریز یک چیزهایی نوشته بودند حاوی یک خبر سرنوشت ساز بود:‌ قرار گرفتن مریم رجوی در راس سازمان رهبری كننده مقاومت و آغاز یک  انقلاب بزرگ در مقاومت مردم ایران و پیام آور رهائی زنان، پیام  حضور زنان در مدار رهبري جنبش براي سرنگوني ملاهاي زن ستيز.

آن پیام روح تازه ای در همه زندانیان برای  مقاومت هر چه بیشتر در برابر سرکوب و اختناق و شلاق بخشید. آنقدر خواندیمش که تقریبا حفظ شدیم. و بعد با همان ابتكار شکلاتهای مختلف درست كرده و پیام را به همه بندهاي ديگر رسانديم.  بله، با رشادت و جسارت طاهره، شیرزن قهرمان مجاهد،* این حقیقت به اثبات رسید که می توان و باید پیام رهائی میهن به دست زنان را حتي در دل سياه چالهاي خميني به همه زنان مقاوم ایران رساند و آن را محقق کرد. راه و آرمانش پررهرو باد.

* طاهره داوودی چند ماه بعد از آزادی از زندان در اوایل سال ۱۳۶۷ مجدداً دستگیر و به طور مشکوکی سر به نیست شد و جمال داوودی نيز در قتل عام سال ۱۳۶۷ زندانیان در زندان گوهر دشت به دار آویخته شد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn