کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

ما بر این باوریم که زنان نیروی تغییرند. ما بر برابری کامل جنسیتی در زمینه ای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی اعتقاد داریم.

ما صدای زنان ایرانیم و به طور گسترده با زنان در سراسر جهان و داخل ایران در ارتباطیم.

ما متعهد به جنگ برای دستیابی بر حقوق پایمان شده زنان هستیم.

زهرا بیژن یار در هنگام دستگیری ۲۴ سال داشت و دو ماهه باردار بود. او را به خاطر حمایتش از مجاهدین به ۱۰سال زندان محکوم کردند. زهرا طفل بدنیا نیامده اش را سه ماه بعد از دستگیری به دلیل شدت شکنجه ها از دست داد. او را در واحد مسکونی زندان قزل حصار حبس کردند.

زهره، خواهر زهرا، می گوید که او را به طور مکرر مورد تجاوز و شکنجه قرار می دادند. به قول زهره «زهرا زنده ولی نابوده شده بود. او را آن قدر می زدند که بینایی اش را از داده بود و به سختی می شد او را تشخیص داد. بر کف پای او آن قدر شلاق زده بودند که به سختی می توانست راه برود.»

زهرا ۷ سال در زندان بود تا اینکه قتل عام سال ۶۷ آغاز شد.

آن روزگار هیچ کس تصویری از آنچه که در پشت دیوارهای زندان می گذشت نداشت، تا اینکه در تابستان ۶۷ اولین علائم قتل عام بارز شد.

زهره می گوید، «۲۷ تیر ۶۷ آخرین باری بود که من خواهرم را دیدم. او به من گفت یک اتفاقاتی داره می افته. بعد از آن قرارهای ملاقات منتفی و متوقف شد. خانواده من هر روز به زندان می رفت و ساعتها بیرون در به انتظار می نشست.»

تا اینکه در آبان ۶۷، خانواده بیژن یار متوجه شد که زهرا را در قتل عام به شهادت رسانده اند.

 

به نقل از یک مقاله به قلم ویولت روسو  تحت عنوان «زندگی با میراث یک قتل عام»